در حال بارگذاری ...
  • شهرام کرمی در اولین روز سمینار در تئاتر شهر:

    مطالعات اجرا نگاه علمی به دایره هنرهای نمایشی است

    شهرام کرمی مدیر کل هنرهای نمایشی در اولین روز سمینار مطالعات اجرا گفت: موضوع مطالعات اجرا به زعم من نوعی نگاه علمی به محدوده و دایره هنرهای نمایشی است که می تواند چراغی را برای رسیدن به افق های دورتری که همیشه از تئاتر انتظار داریم روشن کند.

    سمینار مطالعات اجرا بعداز ظهر یکشنبه 6 مرداد با حضور شهرام کرمی مدیرکل هنرهای نمایشی، حمید نیلی مدیرعامل انجمن هنرهای نمایشی، سعید اسدی مدیر مجموعه تئاتر شهر، مهدی حاجیان مدیر دبیرخانه جشنواره ها،محسن حسن زاده مدیر روابط عمومی و میلاد نیک آبادی مدیر کانون تئاتر دانشگاهی اداره کل هنرهای نمایشی در تالار مشاهیر تئاتر شهر نخستین روز خود را پشت سر گذاشت.

    پیش از آغاز سخنرانی های شرکت کنندگان در این سمینار، شهرام کرمی مدیر کل هنرهای نمایشی در خصوص ضرورت های برگزاری رویدادهایی از این دست گفت: پیش از هر چیز باید از کانون تئاتر دانشگاهی، همچنین شورای تئاتر دانشگاهی تشکر کنم که برنامه های سودمندی در عرصه تئاتر ایران را دنبال می کنند؛ از جمله این سمینار کاربردی و ارزنده با موضوعی جسورانه که مطمئناً به رشد و توسعه تئاتر ما کمک خواهد کرد. پیش از این هم برنامه ای با عنوان «امکان» با هدف معرفی اجراهای منتخب آثار تئاتر دانشجویی از سوی این مرکز برگزار شده بود. بسیار مهم است که ایده های ما در یک شرایط کاربردی  بتواند کمکی برای رشد تئاتر باشد. کانون تئاتر دانشگاهی از جمله مراکز فعال در حوزه تئاتر است که از بدنۀ فکری خوبی بهره می برد.

    مدیر کل هنرهای نمایشی در ادامه افزود: درباره موضوعاتی که در این سمینار ارائه خواهد شد می توان خیلی صحبت کرد ولی آنچه که اهمیت بسیار دارد این است که برای این سمینار  عنوانی انتخاب شده که ضرورت تئاتر ما محسوب می شود. در قرن بیستم و در شرایطی که تئاتر نیاز به این داشت که شیوه های اجرایی اش دگرگون شود، خیلی از هنرمندان و تئوریسین ها ظهور پیدا کردند و تئاتر را در جهان متحول کردند. در زمانی که گروتفسکی مبحث تئاتر آزمایشگاهی را و اینکه تئاتر باید در تمام ارکان اجرایی اش باید متحول شود مطرح کرد، این تفکر خیلی غریب بود چرا که ما با تئاتر کلاسیکی خو گرفته بودیم که همه چیز به شکلی تعریف شده و در قالبی خاص اتفاق بیفتد. حتی وقتی ژاکوپو دیدگاه بازگشت به تئاتر کهن را مطرح کرد باز هم معتقد بود که تئاتر در شیوه های اجرایی اش باید متحول شود. این ضرورت قرن بیستم بود تا تئاتر بتواند به رشد و بالندگی اش ادامه دهد. به این ترتیب ژانرهای مختلفی در عرصه تئاتر ایجاد شد که سبک و شیوه های مختلفی را به تناسب هر سالن تئاتری یا هر مکان درونی و بیرونی دنبال می کرد.

    کرمی در بخش بعدی سخنانش بیان کرد: در شرایط حاضر وقتی با مبحثی به عنوان مطالعات اجرا روبه رو هستیم به این معنی است که با رونق شیوه های متفاوتی که در عرصه تئاتر ایجاد شده نیاز داریم تا در حیطه اجرا و بخصوص مطالعات علمی در این حوزه به معانی مختلف تئاتر توجه کافی داشته باشیم که در عناوین سمینارهایی که خیلی جسورانه و با نگاهی نو مطرح شده این ضرورت را به تمامی ببینیم. زمانی سمینارها برای طرح مباحث اولیه و بدیهی تئاتر برگزار می شدند اما در دوران معاصر که در قالب  علم تئاتر شکل گرفته شاید ما از بدیهیات عبور کرده ایم و انتخاب این موضوع یعنی مطالعات اجرا به عنوان یک ضرورت خود می تواند مسئله بسیاری مهمی باشد یعنی آنچه که می تواند در مطالعات اجرا مدنظر قرار بگیرد می تواند حتی تئاتر کلاسیک را به شکلی دیگرگون جلوه دهد تا وسعت هنر تئاتر و بخصوص حوزه تاثیرگذاری تئاتر را بر روی مخاطب در شاخصه های مختلف شاهد باشیم. موضوع مطالعات اجرا به زعم من نوعی نگاه علمی به محدوده و دایره هنرهای نمایشی است که می تواند چراغی را برای رسیدن به افق های دورتری که همیشه از تئاتر انتظار داریم روشن کند.

    در ادامه این سمینار صالح نجفی در مطالعه ای با عنوان «نظری به برنامه های والتر بنیامین برای تئاتر کودکان پرولتاریا» به سخنرانی پرداخت. نجفی در بیان بخشی از این مطالعه گفت: والتر بنیامین بهترین برنامه برای کار با بچه های پرولتاریا این است که در فاصله 4 تا 14 سالگی هیچ برنامه آموزشی از آن جنس که او اسمش را آموزش بورژوایی یا مدرن می گذارد لازم نیست و معتقد است در این فاصله سنی تنها باید با بچه ها تئاتر کار کرد.  تئاتری هم که بنیامین در ذهن دارد مفهومی متفاوت است؛ تئاتری که موضوع اصلی آن ژست بچه ها است.  تئاتری مشارکتی که بچه ها در آن می نویسند، بازی می کنند و ژست هایشان را آزاد می کنند.

    این سخنران در بخشی دیگر از این مطالعه با اشاره به نحوه شکل گیری این نظریه بیان کرد: پشت این مقاله والتر بنیامین یک قصه عاشقانه وجود دارد و اگر صریح تر بگویم یک صدای مونث وجود دارد که این صدا خیلی کم شنیده شده است.

    او در همین زمینه در بخشی دیگر از سخنانش گفت: در سال های 67 و 68 میلادی مدیر نشریه ادبی آلترناتیو در آلمان بر روی بازنشر مقاله های والتر بنیامین تمرکز می کند و در این میان به نوشته هایی برمی خورد که باز می گردد به کشوری که اصلاً در تاریخ اروپا یا تاریخ چپ از هیچ نظر اهمیتی نداشت. او در این رابطه به زنی از کشور لتونی با نام «آسیا لاتسیس» برخورد می کند که کارگردان تئاتر کودکان، بازیگر و یک متفکر مارکسیست است. رشد لاتسیس در سن پطرزبورگ اتفاق می افتدکه وارد یک موسسه تحقیقات عصب شناسی می شود و مدتی بعد به روستایی به نام آریو در غرب روسیه می رود و در آنجا شروع می کند به کار کردن با بچه های خیابان یعنی بچه هایی که در طول جنگ جهانی اول یتیم شده بودند.  آسیا لاتسیس برای این بچه ها تئاتری آزمون گرا برای غلبه تروماهایی که داشتند طراحی می کند. از نظر او بهترین راه برای درمان جراحت های  روانی کودکان یتیم شده در جنگ تئاتر است. تئاتری که تئاتر رسمی نیست.

    « بدن نامتعارف به مثابه ابژه جنگ در آثار کازوئو اونو با تاملی بر ایده بدن بدون اندام ژیل دلوز» عنوان مقاله ای از غزل اسکندرنژاد بود که در بخش بعدی این سمینار ارائه شد. او در معرفی مطالعه خود گفت: مقاله من در کلیت درباره رقص بوتو هست و کازوئو اونو به عنوان مهم ترین رقصنده رقص بوتو. بوتو در اواخر دهه 50 میلادی به دنبال شکست ژاپن در جنگ دوم جهانی پدید می آید و اساساً به عنوان یک هنر پساجنگی از آن یاد می شود. پس از این شکست هنرمندان زیادی در حوزه فیلمسازی و عکاسی ایده یا را شکل می دهند که هدف اصلی آن در ابتدا نوعی پاسخ به سرخوردگی و فقدان بعد از جنگ جهانی دوم است و از سوی دیگر تلشی است برای بازگشت به میراث پیشاجنگی ژاپن که به دنبال بازسازی هویت مستقل خود است.

    وی در ادامه سخنانش گفت: کازوئو اونو در سال 1906 به دنیا می آید و سال 2010 از دنیا می رود. او در طول عمر 104 ساله خود بیش از 80 سال به عنوان رقصنده کار خود را دنبال می کند و به عنوان یک رقصنده بین المللی در فستیوال های مرتبط با رقص مدرن حضور دارد. بوتو از ترکیب دوکلمه ساخته می شود؛ بو به معنی رقص و تو به معنی گام یا قدم. مکاتبی را که می شود به عنوان موثرین در صورت بندی رقص بوتو به آن ها اشاره کرد سورئالیسم، اکسپرسیونیسم و تئاتر ابزورد است.

    در بخش پایانی این سمینار نیز هاجر سعیدی با موضوع «تبیین و تحلیل فرایند دریافت ژست از متن تا بدن بازیگر با رویکرد علوم شناختی در قالب پاورپوینت ارائه شد.سعیدی در این ارائه درباره  منظور از ذهن مجموعه‌ای از هرآنچه که نمودهای هوشمندی و آگاهی هستند مانند تفکر، ادراک، حافظه، احساس، استدلال و نیز تمام روندهای ناآگاهانۀ شناختی سخن گفت. او همچنین از اینکه گاهی علوم شناختی را به­صورت «مطالعۀ علمی شناخت» نیز تعریف کرده و شناخت را مجموعه‌ای از حالات و فرآیندهای روانی مانند تفکر استدلال، ادراک، تولید زبان، دریافت حواس پنجگانه، آموزش، آگاهی، احساسات و … در نظر می‌گیرند سخن گفت و به‌طور کلی پرسش‌هایی مانند اینکه ذهن چگونه کار می‌کند و یا مغز چگونه هوشمندی را ایجاد می‌کند را به عنوان پرسش‌هایی مطرح کرد که در این شاخۀ علمی بررسی می‌شوند.

    لازم به ذکر است؛ در اولین روز سمینار اجرا دو نفر از سخنرانان یعنی علی تدین و محسن خدری که بنا بود به ترتیب با موضوع های «جامعه نمایش» و «بررسی تطبیقی تئاتر پست مدرنیستی جادسون با مولفه های زیبایی شناسی طراحی حرکت مدرن» سخنرانی کنند  برای ارائه مقالات خود پشت تریبون این نشست حاضر نشدند.




    نظرات کاربران