در حال بارگذاری ...
  • در دومین نشست دفتر پژوهش و انتشارات اداره کل هنرهای نمایشی مطرح شد

    آموزش‌ بازیگری در دانشگاه‌ها نیازمند تحول جدی است

    نشست پژوهشی «آسیب‌شناسی آموزش بازیگری در ایران» با حضور امین تارخ و اصغر همت در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.

    به گزارش واحد ارتباطات ، آموزش و پژوهشی مجموعه تئاتر شهر به نقل از سامانه «ایران تئاتر» ، دومین نشست از دور اول نشست‌های تخصصی دفتر پژوهش و انتشارات اداره‌ کل هنرهای نمایشی بعدازظهر سه شنبه 12 شهریورماه 1398 با موضوع «آسیب‌شناسی آموزش بازیگری در ایران» با حضور امین تارخ و اصغر همت در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.

    اصغر همت بازیگر شناخته شده تئاتر و سینما در ابتدای سخنانش در این نشست در ارتباط با روند آموزش بازیگری در دهه های گذشته گفت: تاثیر دوران پویایی هنر در دبیرستان ها و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و گسیل فارغ التحصیلان به شهرستان ها تا دهه 60 هم رسید و شاهد حضور دانشجویانی شدیم که تاثیر آن ها بر تئاتر امروز غیرقابل انکار است. امامتاسفانه از دهه هفتاد و مشخصاً از نیمه دوم این دهه شاهد افت شدیدی شده ایم که می تواند بحث امروز ما یعنی آسیب‌شناسی آموزش بازیگری در ایران را در پی داشته باشد. در نیمه دوم دهه هفتاد به بعد است که ما شاهد غلط ترین شیوه پذیرش دانشجو می شویم. چند دهه است که دانشجویان تئاتر از طریق کنکور سراسری پذیرش می شوند و اشتباه عجیب تر این است که میزان ارزیابی عمومی و تخصصی برای پذیرش 70 به 30 تعیین شده است؛ یعنی 70 درصد نمراتی که در کنکور آورده اند و 30 درصد آزمون عملی. متاسفانه تاکنون قادر نبوده ایم تغییری در این رویه غلط به وجود بیاوریم.

    امین تارخ بازیگر و مدرس کارگاه های آزاد بازیگری در ادامه این نشست با ابراز خرسندی از پرداختن به آسیب های آموزش بازیگری در ایران گفت: با تاسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و اعزام دانشجویان برای انتقال آموخته هایشان به هنرجویان و شیفتگان هنر بازیگری و تئاتر در شهرستان ها که حتی از کمترین امکانات بی بهره بودند، به جز اینکه چنین خدماتی در اختیار شهرستان ها قرار می گرفت اتفاق دیگری هم افتاد که به نظر من بسیار اهمیت دارد. این اتفاق جنون آموزشی بود که در میان این دانشجویان به وجود آمد؛ جنون آموختن و جنون آموزش دادن. اینکه فردی دانشجوی سال دوم یا سوم دانشگاه باشد و بپذیرد که آموخته های خود را به کسانی که امکان بهره مند شدن از امکانات آموزشی پایتخت را ندارند، بسیار قابل احترام بود که امروز فکر نمی کنم چنین موقعیتی وجود داشته باشد. از سوی دیگر اتفاق مهم تر این بود که دانشجو متوجه می شد که چه چیزهایی را آموخته و به چه شکل باید این آموخته ها را انتقال دهد. این موقعیتی بود که دانشجویان وادار می شدند به بیشتر آموختن و بیشتر تلاش کردن و رسیدن به یک موفقیتی که بدون شناخت نمی توانست اتفاق بیفتد و این شناخت تنها از طریق آموزش در کلاس ها نبود بلکه دانشجو باید خود نیز آستین بالا می زد و به آموختن بیشتر اقدام می کرد. این مسئله علی الاصول مرتبط می شود با موضوع بحث ما در این نشست؛ اینکه چطور می شود مسئله آموزش را آسیب شناسی کرد. قصد من مرور آنچه در گذشته رخ داده نیست اما خوب است که اتفاقت گذشته را ارزیابی کنیم و ببینیم چه اشتباهاتی در کار بوده، آنچه را پذیرفتنی است بپذیریم و سرلوحه کار خود قرار بدهیم. البته روی سخنم اصولاً با مسئولین فرهنگی است که بار سنگینی را بر دوش می کشند ولی شاید آنطور که باید متوجه مسئولیتشان نیستند؛ اگر نه ما می توانستیم سطح مطلوب تری از آموزش ها را شاهد باشیم.

    این هنرمند در ادامه سخنانش افزود: همانطور که آقای همت توضیح دادند روند پذیرش دانشجوی تئاتر و بازیگری به هیچ وجه شیوه مطلوب و استانداردی نیست و در این رویه میزان استعداد متقاضیان ورود به عرصه بازیگری آنطور که باید لحاظ نمی شود. بازیگری اساساً از آن دست حرفه ها و هنرهایی است که اگر یک جنون و گوهر در وجود دانشجو نباشد امکان پذیر نیست و در صورتی که هنرجو صاحب استعداد نباشد حتی 20 سال هم کار کند اتفاقی برای او نخواهد افتاد. بر این اساس باید سیستمی طراحی شود که پیش از هر چیز این فاکتورها را مورد نظر قرار بدهد. البته استعداد را در مرحله گزینش تا حدودی می توان مورد شناخت قرار داد اما بیشتر از آن می توان درجه اعتماد بنفس، خلاقیت، تخیل، انعطاف، بیان، بدن و کاریزما که به نظر من از اهمیت ویژه ای برخوردار است می شود مورد مداقه قرار داد. همانطور که اشاره کردم در دهه هفتاد شاهد ورود دانش آموختگانی از دانشگاه ها نبوده ایم که ورود به حرفه کرده باشند و به عنوان بازیگر حرفه ای مشغول به کار و فعالیت باشند.

    اصغر همت نیز در بخش بعدی این نشست درباره لزوم تحولی جدی در نحوه پذیرش دانشجویان بازیگری اظهار کرد: این رویه نادرست را باید از ریشه کند؛ رویه ای که برای سه دهه دوام داشته است. ما در دهه 60 هنوز ثمره آموزش های دهه 40 و 50 را شاهد بودیم اما از دهه 70 به بعد وضعیت به گونه ای شده که نزدیک به 80 درصد فارغ التحصیلان بازیگری دانشگاه اساساً در عرصه حرفه ای محلی از اعراب ندارند. در دوران ما در همین چهار سال دانشگاه تکلیف مشخص بود و حتی می شود گفت بسیاری از بازیگران بزرگ این مملکت بهترین کارشان را در دوره دانشگاه انجام داده اند. در آن دوره فضای برای دانشجویان با استعداد فراهم بود و حتماً دانشجویان در این چهار سال دست کم پنج یا شش نمایش را کار می کردند. در آن دوره تالار مولوی مهم ترین سالن نمایش کشور بود و آثار دانشجویان و اساتید در کنار یکدیگر فعالیت می کردند. اما امروز دانشجو بعد از اتمام دوره 4 ساله آموزشی هنوز حتی با الفبای تئاتر آشنایی ندارد. امروز شاید در میان 10 میلیون علاقه من به بازیگری 10 نفر هنرجوی با استعداد نتوانید پیدا کنید.

    ادامه این نشست به پرسش و پاسخ میان میهمانان و علاقه مندان بازیگری حاضر در این نشست اختصاص داشت.




    نظرات کاربران